نظریه هربرت اسپنسر در باره تکامل

قانون تکاپوى دیالکتیکى طبیعت

«ح تکامل اجتماع انسانى ح‏»  

پل فولکیه در کتاب فلسفه عمومى یا ما بعد الطبیعه ترجمه دکتر یحیى مهدوى مى‏گوید : به نظر اسپنسر تطور عبارت است از تغیرى که بدان مجموعه‏اى از امور متجانس به نامتجانس یا امورى که عدم تجانس آنها کمتر است به امورى که عدم تجانس آنها بیشتر است تبدل پیدا کند حصول و وقوع این تطور نیز خود تابع دو مرحله است‏یکى مرحله فرق و تفصیل و دیگر مرحله جمع یا اجمال مثلا پرتپلاسم نامتفرق یعنى متجانس که اجزاى آن با هم پیوستگى ندارد به حیوان پستاندار که از اعضاى متعددى با تعقد و اندماج زیاد فرق و تفصیل تقدم پیدا کرده است و این اعضا با هم سخت پیوستگى دارند جمع و اجمال تطور حاصل مى‏کند همچنین یک جامعه را تطور یافته وقتى گوئیم که اعضاى این جامعه بالنسبه به اعضاى یک جامعه ابتدائى در همان حال که داراى فرق بیشتر از یکدیگر به واسطه تقسیم کار مثلا هستند پیوستگى بیشتر هم با یکدیگر دارند بازگشت به نا پیوستگى ابتدائى به نام انحلال یا اضمحلال یا فسخ جمع و اجمال خوانده شده است و نیز براى تعیین همین حرکت رجعى به سوى امر متجانس است که استاد لالاند تعبیر تطور انطوائى را پیشنهاد کرده است .
به عقیده اسپنسر همینکه چند قانون علمى تحت‏یک قاعده کلى‏تر در آمد آن قاعده را باید قاعده فلسفى نامید از مقایسه اصول تکامل داروینیسم که مستقیما محصول تجربه است و علمى و زیست‏شناسى است با اصول تکامل هربرت اسپنسر که یک سلسله استنباطات کلى‏تر است از محصولات علمى مفهوم مدعاى اسپنسر روشن مى‏شود حقیقت اینست که همان طور که در پاورقیهاى جلد دوم اصول فلسفه گفته‏ایم محدود کردن الهامات فکرى بشر به آنچه که از راه حس و تجربه مى‏رسد مستلزم اینست که نه تنها فلسفه نداشته باشیم بلکه علم یعنى آن چیزى که اسپنسر آنرا درجه دوم معرفت نامیده است نیز نداشته باشیم تفصیل مطلب را از آنجا باید جستجو کرد خود هربرت اسپنسر متوجه شده است که تعمیم دادن تجربیات محدود زمینى به همه جهان بدون اتکا به یک قاعده غیر تجربى گزافى بیش نیست مى‏گوید: این حکم که بر جریان امر عالم و سیر تکاملى جهان مى‏کنیم البته نظر به تجارب و مشهودات ما است و تا اندازه‏اى صادق است که مشاهدات و تجربیات ما مى‏تواند فرا بگیرد یعنى راجع به جهانى است که در آن زیست مى‏کنیم و به حس و شهود ما در مى‏آید و براى مدتى از گذشته و آینده که حس و تعقل ما از روى قرائن و امارات مى‏تواند بر آن احاطه کند و گرنه حکم مطلق نمى‏کنیم (سیر حکمت در اروپا).) ح‏» گذشته از این که قسمت مهم این آزمایش موضوع پیشرفت اجتماعى است که از موضوع بحث فلسفه بسى دور است